تماشای یک ماراتن ۷ ساعته؛ «برادران کارامازوف» اثری نامتعارف است؟
به گزارش خبرنگار مهر، گروه هنر خبرگزاری مهر قصد دارد در طول ایام نوروز، به سراغ یک چهره تئاتری برجسته که در سال ۱۴۰۳ با اثر نمایشی موفقی روی صحنه رفته است، برود. همچنین در گزارشهای پیش رو به هنرمندان جوانی نیز میپردازیم که در سال گذشته در تئاتر ایران خوش درخشیدند و نمایشهایی را به صحنه بردند که هم مورد توجه مخاطبان قرار گرفت و هم منتقدان به آن روی خوش نشان دادند.
در این گزارش به سراغ نمایش «برادران کارامازوف» رفتیم.
نمایش «برادران کارامازوف» به نویسندگی فارس باقری و کارگردانی اشکان خیلنژاد از ۸ دی روی صحنه سالن سمندریان تماشاخانه ایرانشهر رفته است.
خیلنژاد از ابتدای دهه ۹۰ به همراه یوسف باپیری، نوید محمدزاده، هوتن شکیبا و آرمان کوچکی گروه تئاتر «تازه» را شکل داد. فعالیتهای او پس از ورود به دانشگاه تهران و شرکت در جشنواره تئاتر دانشگاهی با جدیت ادامه یافت و اجراهای اولیهاش در تئاتر مولوی و عضویت در حلقه تئاتر دانشگاهی، سکوی پرتابی بود که او را بهعنوان کارگردان به تئاتر حرفهای ایران معرفی کند.
یک ماراتن ۷ ساعته؛ ریسک بزرگ خیلنژاد
در وهله اول موردی که «برادران کارامازوف» را از مابقی آثاری که روی صحنه هستند، متمایز میکند، مدت زمان اجراست؛ اجرای این نمایش که برای تماشا مدت زمانی حدود ۷ ساعت از مخاطب خود وقت میگیرد در شرایطی که آستانه تحمل مردم به محدودترین و کمترین حالت خود رسیده است، ریسک بزرگی به حساب میآید و کارگردان و دیگر عوامل تولید، این خطر را پذیرفتهاند که ممکن است این نمایش توسط مخاطبان طرد شود اما گویا خیلنژاد با اطمینان کافی نمایشش را در قالب اجرای عمومی به صحنه برده است.
«برادران کارامازوف» در روایت و پساروایت
روایت این اثر بدین شکل است که داستان حول محور خانواده کارامازوف در روسیه میگذرد. دیمیتری با پدرش فئودور اختلافات مالی جدی دارد. پدر به قتل میرسد و همه شهر دیمیتری را مجرم میپندارند و در دادگاه علیه او شهادت میدهند. در طول داستان، ما با زندگی سه فرزند دیگر خانواده کارامازوف هم آشنا میشَویم: آلیوشا (راهب)، ایوان (تحصیلکرده) و اسمردیاکوف (آشپز) که هر یک به نحوی در این بههمریختگی نقش دارند.
تا اینجا چیزی جز روایت داستایفسکی بیان نشده است اما در مورد نمایش جدا از قصه آشنای رمان، این اجرا گستره خود را محدود به اثر داستایفسکی نمیکند و تنها با حفظ کاراکترها و روابطشان در رمان، به موقعیتها و متریالهایی سرک میکشد که در فضاهای دیگری مسئله اش شده است؛ در یک عکس، یک نقاشی، یک فیلم، یک جستار، یک شعر و یا حتی زندگی واقعی اجراگران.
تقابل مخاطب با بدنهای معاصر
مخاطب پس از تماشای این نمایش و خروج از سالن، درگیر بدنهای معاصری است که در تلفیق با فرمهای کلاسیک روی صحنه ظاهر شدهاند؛ در نمایش «برادران کارامازوف» که درونمایه متنی معروف در تاریخ ادبیات جهان از فئودور داستایفسکی را حفظ کرده است، بدنها بسیار حائز اهمیت هستند و بیش از خط روایی که در رمان داستایفسکی وجود دارد، بدنها ی آمادهای که مشخص است در طول تمرین چندساله این نمایش به یک هارمونی و هماهنگی با خود و دیگر بازیگران رسیدهاند، هستند که پیدرپی مخاطب را شگفتزده میکند، در کنار آن گروه بازیگران به زبانی مشترک رسیدهاند که موضوع بعدی است که به آن میپردازیم.
ثمره ۷ سال تمرین؛ روابطی که ناخودآگاه شکل میگیرد!
موضوع بعدی که در این اثر نمایشی مهم است، مسئله تمرین است؛ «برادران کارامازوف» حاصل یک تمرین ۷ سال مستمر است و این به وضوح در خود اثر حتی بدون خوانش بروشور نیز مشخص است. زیرا بازیگران این نمایش، دیگر به متن یا میزانسن فکر نمیکنند و تمامی روابط میانشان، به امری ناخودآگاه بدل شده است که این موضوع ثمره طی کردن یک سیر طولانی تمرین است.
پی ارتباط منظم بین وقایع نباشیم!
همانطور که در بروشور نمایش بیان شده است، قطعاتی که در طول نمایش در پی یکدیگر اجرا میشوند هیچگونه ارتباطی را میان خود فرض نمیکنند؛ اگر مخاطب تنها همین یک خط را در نظر بگیرد، متوجه خواهد شد که با یک اثر عادی که بر اساس «برادران کارامازوف» داستایفسکی نوشته شده است، مواجه نخواهد بود بلکه با یک روایت پستمدرن روبهرو است که ترکیبی از داستان این رمان و وقایعی است که در طول تمرین ۷ سال این نمایش شکل گرفته است.
ذهن خلاق خیلنژاد و گروهش
خیلنژاد برای طراحی جز به جز این اثر ایده جذابی در سر داشته است و خلاقیت کارگردان توام با گروه بازیگران سبب میشود مخاطب تا انتها پای نمایش بنشیند و با وجود ۲ آنتراکتی که بین اجرا در نظر گرفته شده است سالن را ترک نکند. حتی برخی از تماشاگران آنقدر درگیر تماشای نمایش میشوند که در طول آنتراکت از بحث و گفتگو با همراهان فاصله میگیرند و ترجیح میدهند روی آنچه که تاکنون دیدهاند متمرکز شوند.
خواندن یا نخواندن «برادران کارامازوف»؛ فاقد اهمیت!
به شکلی صریحتر اگر پیش از دیدن این نمایش، «برادران کارامازوف» داستایفسکی را نخواندید، اصلاً اهمیتی ندارد چون در این نمایش با روایت داستان به صورت خطی آشنا میشوید، حتی اگر این رمان را پیشتر مطالعه کردهاید، نمایش برای شما چیزی فراتر از متن در نظر گرفته است. نمایش مجموعهای از شیوههای اجرایی متفاوت را در بردارد که میتوان به ارتباط با مخاطب، ویدئو مپینگ، رقص، آواز و … اشاره کرد.
در پایان نکتهای که باید عنوان کرد این است که «برادران کارامازوف» یک اثر قابل توجه پستمدرن است که میتواند مشق خوبی برای دانشجویان و هنرجویان علاقهمند در حوزه بازیگری و کارگردانی باشد و شاید یک اثر کم تکرار در تئاتر ایران که به مولفههایی پست مدرنیسم نگاهی تمام عیار داشته است.